پست نهم
جهان بودگی، تجدد و مسئله تجدد
گیدنز برای جهانی شدن تجدد گرایی اشاره می کند و پساتجدد گرایی را به دلیل ارتباطش با پسامدرن تفسیر مناسبی برای عصر حاضر نمی داند. وی استدلال می کند که اعلان وضیعت کنونی به عنوان پساتجدد اشتباه است زیرا بسیاری از کسانی که به توصیف تجدد پرداخته اند درک درستی نسبت به آن ندارند. زیمل نیز دربحث از تجدد به تفاسیر فرهنگی معرفت شناسانه از پسا تجدد می پردازد.
از نظر گیدنز مسئله پساتجدد فراتر از تجدد می باشد و در آن جای نمی گیرد. مسئله تجدد رادیکالی شده به جای درک مبنی بر معرفت شناسانه به رهیافت «معرفت شناسی چند پاره به شناسایی تحولات نهادی که احساس چند پارگی و واگرایی می آفریند» توجه می کند.گیدنز در مورد نظریه پردازان روابط بین الملل معتقد است مسئله حرکت به سوی یک جهان واحد، بیشتر معطوف به هم پیوندی های فزاینده نظام بینا دولتی جهانی است.گیدنز پدیده جهانی شدن را در چهار بعد نظام ملت کشور، اقتصاد سرمایه داری جهانی، سازمان نظامی جهان و تقسیم کار بین المللی نگاه می کند.
بین المللی نگاه می کند.
طبق نظر رابرتسون جهان بودگی گیدنز ناشی از تجدد جامعه ملی به جهان است و گیدنز در بحثش اصلا به مسئله ی فرهنگ توجه ای ندارد.جامعه شناسان کلاسیک مانند وبر و دورکهایم هم دارای نگرش درست بودند و هم دارای نگرش نادرست. درست از این جهت که یگانگی نیروهای سیاسی از وحدت سرزمینی شکل گرفته بر بنیاد ملی کاملا شاخص بود اما نادرست بود زیرا جوامع ملی مدرن محصول الزامات مربوط به فشرده شدن جهان از یکسو، نشر افکار مربوط به شکل مطلوب جوامع ملی از سوی دیگر است که کمتر به آن بها داده اند. از نظر رابرتسون گیدنز برای پیوند زدن جهانی شدن با تجدد مجبور است مسئله فاصله گذاری و انفصال و باز اندیشی را جز مرکزی تجدد قرار دهد. مسئله فاصله گذاری زمان و مکان گیدنز ناشی از انفصال جهانی به صورت زمانی و مکانی و دوباره اتصال و معیار مندی که به گونه ای که تعلق به یک گذشته امکان پذیر ساخته است.
گیدنز با مطرح کردن انفصال از انفکاک اجتماعی و فرهنگی و تنشی و منازعاتی که غالبا با آن همراه بوده را فراموش می کند. از نظر رابرتسون بحث گیدنز بیشتر تحلیل اجتماعی و روانشناختی پدیدار شناختی دارد و سرانجام اساسا اتوپیایی است تا نهادی.
به نظر رابرتسون یکی از دلایل کوتاهی و فراموشی فرهنگ در بحث جهانی شدن از منظر گیدنز به بحث تعریف فرهنگ او که ناشی از ایدئولوژی مشترک .و بروز جامعه ملی می داند ناشی می شود.